نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

شبیه برف که درگیرِ آفتاب شده دلم ز شدتِ هُرمِ فراق آب شده میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست گناهکاریِ من بین ما حجاب شده چقدر پیشِ نگاهِ تو معصیت کردم چقدر پیشِ تو این عاشقت خراب شده به سیلیِ پدرانه همیشه محتاجم که سر به راه شد آن طفل که عِتاب شده برای برده خریدن به من اشاره بکن به این سیاه بگو نوکرت حساب شده تو را به خونِ علی اصغرِ حسین بیا بیا که شیعهی تو غرقِ در عذاب شده سهشعبه خورد به مَشکی و آبرویی ریخت رشیدِ اهلِ حرم از خجالت آب شده عمو کجاست ببیند به جای جرعهی آب طنابِ حرملهها قسمت رباب شده ***** از عطش رنگت پریده بالام ای بالام... از گرما لبهات خشکیده بالام ای بالام... بابات از علقمه اومد بالام ای بالام... اما با قد خمیده بالام ای بالام... ***** بابات اومد رمق تو زانوهاش نیست جوهرِ تو صداش نیست با قامت خمیده، اما عمو باهاش نیست ***** باید تو خیمه بشینم شرمندهی از حسین و عباس و اُمُّ البنینم آرزوهایی که داشتم بعد تو نقش بر آب شد کوه رویاهای من از بعد رفتنت خراب شد جای شکرش باقیه با اینکه از غمت میسوزم زیر سایتم چقدر خوبه کنارمی هنوزم دیگه دنیا بدون تو به من نمیسازه هنوز میبینمت چشات بازه برا تو میخونم لالایی به اصرار عمه منم یهخورده آب خوردم ببین برای تو هم آوردم ولی تو روی نیزههایی من این پایین تو اون بالا بالام لالا، بالام لالا ***** نشد تا جلو چشمای مادرت راه بری بخندی و برا خواهرت راه بری کنار داداش اکبرت راه بری باید روی نی با سرت راه بری سپردم به آفتاب گلم رو نسوزونتش گلم آب نخورده، نَرَجونتش یکی کاش به اون نیزهدارت بگه جلو چشم مادر نچرخونتش **'*** مادر خونِ تو غوغا کرد گلوی تو راهِ علقمه رو وا کرد مادر خونِ تو ارزش داشت خدا با تو حج باباتو امضا کرد
هنوز نظری ثبت نشده