شبیه برف که درگیرِ آفتاب شده
حاج حسین سازورپسندیدن6
بازدید1.5K
(شبیه برف که درگیرِ آفتاب شده دلم زِ شدت هُرم فراق آب شده) 2 (میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست گناهکاری من بین ما حجاب شده) ۲ چقدر پیش نگاهِ تو معصیت کردم چقدر پیش تو این عاشقت خراب شده به سیلیِ پدرانه همیشه محتاجم که سر به راه شد آن طفل که عتاب شده چقدر آه نوشتم به دست تو نرسید فراقنامهی من اینچنین کتاب شده (به غیر پشت در خانهات کجا برود؟ همان گدای سرافکندهی جواب شده) 2 (وصال یار بجز سوختن میسّر نیست بگو به شمع که پروانهات مجاب شده) ۲ (درخت آب نخورده ثمر نخواهد داد دعا به لطف همین گریه مستجاب شده) 2 تو را به خون علیاصغر حسین بیا (بیا که شیعهی تو غرق در عذاب شده) ۲ (سه شعبه خورده به مشکی و آبرویی ریخت رشید اهل حرم از خجالت آب شده) 2 عمو کجاست ببیند به جای جرعهی آب (طناب حرملهها قسمت رباب شده) ۲