شبی ساکت و دلگیر
حاج عبدالرضا هلالیپسندیدن12
بازدید700+
شبی ساکت و دلگیر خودم بودم و قلبی که ز غم بسته به زنجیر و نزدیک اذان بود که پیچید به آفاق همه نغمهی تکبیر نوشتم که هنگام اذان دست به دامان خدا باش و مشغول دعا باش که باز است به درگاه الهی درِ رحمت و آن لحظه بُود لحظهی شیرین اجابت شدم غرق عبادت دو چشمم همه هم اشک شد و روی لبانم همه سوگند که یا رب تو رهایم کن از این بند و گفتم به خدا بِین دعایم (که دلتنگ اذان حرم کربوبلایم) ٣ همانجا که دل از سوز فراقش شده بیتاب همانجا که زده دست به دامان زمین، خوشهی مهتاب همان وادیِ سوز و عطش و در همان وادیِ شرمندگیِ آب همان وادیِ باغ حرم حضرت ارباب و گفتم به خدا بِین دعایم (که دلتنگ اذان حرم کربوبلایم) ٣ همان جا که زمینش همه نور است پُر از شور و شعور است حماسهست، غرور است و شرمندهتر از وادیِ طور است و فرش حرمش مظهر حور است و بر مهدیِ زهرا همه شب راه عبور است نگفتم به خدا بِین دعایم (که دلتنگ اذان حرم کربوبلایم) ٣ همانجا که حرم خانهی دلهاست و عشقش همه در آب و گِل ماست زیارتگه زهرا، عبادتگه موسیٰ دخیل حرمش حضرت عیسی و زیباست، خدا محو تماشاست که یکسو حرم شاه و یکسو حرم حضرت سقا و گفتم به خدا بِین دعایم (که دلتنگ اذان حرم کربوبلایم) ٣ مکانی که در آن عشق زند عشق همانجا که زند پَر به هوایش دل من هر دَم و هر شب همانجا که به هر جای زمین است نشان از قدم محترم حضرت زینب همان خاک که هم قدر و اُحُد و هم خندق و احزاب و حنین است که دل از عالم هستی بِرُباید (خیابان بهشتی که معروفِ به بینُالحرمین است) ۲ (و گفتم به خدا بِین دعایم) ۲ (که دلتنگ اذان حرم کربوبلایم) ٣ ************ (ای یاد تو در عالَم، آتش زده بر جانها) ۲ هر جا ز فراق تو، چاک است گریبانها ای گلشن دین سیراب، با اشک محبانت از خون تو شد رنگین، هر لاله به بستانها بسیار حکایتها، گردیده کهن اما جانسوز حدیث تو، (تازهست به دورانها) ۲ (در دفتر آزادی، نام تو به خون ثبت است) ۲ شد ثبت به هر دفتر، با خون تو عنوانها اینسان که تو جان دادی، در راه رضای حق آدم به تو مینازد،(ای اشرف انسانها) ۲ قربانیِ اسلامی، با همت مردانه ای مفتخر از عزمت، همواره مسلمانها ************ (بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا) ۲ بر دلم ترس بماند آرزوی کربلا تشنهی آب فراتم، ای اَجَل مهلت بده تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا