شبي در خواب بودي، آمدم بازوي تو ديدم
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن1
بازدید1.6K
شبي در خواب بودي، آمدم بازوي تو ديدم مبادا آنكه بيدارت كنم آهسته بوسيدم *** پرستوي مهاجر، تو اين قفس چي ميكشي شكسته پر، پرنده ی مهاجر وقتي كه پر ميگيري تموم ميشه دردايي كه تو سينته لحظهاي كه ميميري يه دنيا، تو اوج بلند نگاته يه دريا، تو زخم كبود چشاته نا اميد نميشه از شفاي تو دخترت همه شب ميشينه تا سحر پيش بسترت جون به لب ميرسه تا نفسهاي آخرت مادر مرو *** تا چشماتو ميبندي ميميرم و زنده ميشم، تا دوباره به روي من بخندي حاجتمو ميدوني كاشكي ميشد يه شب ديگه كنار من تو بسترت بموني ببين كه براي تو قرآن ميخونم نميشه بدون تو زنده بمونم صورتت پشت ابراي تيره جانكاه من ميسوزي توي سردی شعله ی آه من ميخوني يتيمي منو تو نگاه من مادر مرو *** اي گل سرخ زينب نميدونم تا به سحر پيش مني يا پر ميگيري امشب يه بار بيا دعا كن يه بار ديگه مثل قديم با خندههات دختر تو صدا كن از اين غم، تو خونه داره پُرِ از نشونه رود ديوار هنوزم رد سرخ خونه حسنت ميگه راز غمش رو تا با حسين نگا كن از غمت داره فدا ميشه حسين بابامون تا تو رو ميبينه ميگه يا حسين مادر مرو