شبم سحر نمیشه
مصطفی مروانیپسندیدن19
بازدید1.1K
شبم سحر نمیشه سر بریده برا دخترت پدر نمیشه ببخش که پا نمیشم گمون کنم شکسته این کمر، کمر نمیشه تنت رو جا گذاشتی ما رو با شمر و حرمله تنها چرا گذاشتی؟ انقده مهربونی خودت بگو انگشترو برا کیا گذاشتی؟ به ما نمیرسه هر چی ازت بردن اینا بگو دیگه بسه چیزی ازت نموند دیدن غارت تنت دل منو سوزوند بابا دلم پُره شنیدم از عمه میگفت: خنجر نمیبُره پس بگو که چرا کوتاه بلند شده رگای گردنت بابا (کشتهی مظلوم برات بمیرم نشد به جز سر، تنت رو پس بگیرم)۲ دیگه توون ندارم میخوام بغل کنم سرت رو ولی جون ندارم بد موقعی رسیدی دلم میخواست بهت بگم لکنت زبون ندارم منو کجا آوردی؟ بابایی راستشو بگو، منو به جا آوردی؟ نگی به نیزهدارت که اشتباهی پیش این منو چرا آوردی نشناسی حق میدم انواع و اقسام کتک رو من به چشم دیدم کوچیک شدم خیلی هم فوش میخوردم ازش، هم مشت، هم سیلی پلکام چه سنگینه دستام شده چشمام، آخه چشمام نمیبینه زد و کبودم کرد به زور منو وارد بازار یهودم کرد (کشتهی مظلوم میخوام بمیرم حالا کنارت میخوام آروم بگیرم)۳ یا اَبَتا مَنِ الذی اَیتَمَنی، اَیتَمَنی...