شبای یلدا
اویس حمیدیپسندیدن5
بازدید300+
من که شبای یلدا بیدارم خواب نمیاد به چشمای تارم بزرگترا رو باید رفت و دید من چرا پس محروم از دیدارم بزرگ نوکرا امام حسینه باید می رفتم این شبا کربلا کاش شب طولانیِ سالو بودم به محضر آقام اباعبدالله بیشتر ، صحن و ، گنبدو می دیدم بیشتر ، بوسه ، از ضریح می چیدم یک دقیقهم ، آره یک دقیقه است بیشتر ، روضه ، توو حرم میشْنیدم ای بزرگ نوکرا یا اباعبدالله ***** دنیا دلش این روزا پُر درده هواش شبیه یلداس، چه سرده دنیا دیگه قشنگ نیست، تا اینکه یوسف ما به کنعان، برگرده رنگِ اناره دل هر عاشقی چلّه نشینه هر دل مبتلا دعای عهد و میخونم تا بیاد مُنتقم آقام اباعبدالله میخوام ، میخوام ، یار نابش باشم شاید ، من هم ، انتخابش باشم صبحِ ، جمعه ، ندبه خوندم گفتم: باید ، حتماً ، توو رکابش باشم یابن فاطمه! بیا جانِ اباعبدالله