شبا تو خوابم میبینم گم شد عقیق یمنم
مصطفی مروانیپسندیدن20
بازدید1K
شبا تو خوابم میبینم گم شد عقیق یمنت کابوسشو دیدم بازم، نیزه زدن تو دهنت بمیره دخترت برات، ای پدر غریب من جلو چشای خواهرت، با هر چی داشتن زدنت ای بی کفن بابا، عریان بدن بابا جلو چشای من، تو رو زدن بابا ای عشق بی تکرار، دستم افتاد از کار ناموس تو بابا، بردن سر بازار زخم ابروم، زخمیه بازوم بابا بابا یا ابالمظلوم بابا زبونم لال ما رو بردن به مجلس شراب نامحرما حلقه زدن، به دور ما مست و خراب وقتی که ما رو میزدن ، عمه سپر میشد ولی خدا میدونه حرمله، چقدر منو میده عذاب ببین بابای من، شکسته پای من این جای زنجیره، روی دستای من سر اومده صبرم، اینجا میشه قبرم راضی میشی که بشم، کنیز نامحرم وقتی اومد دختر شامی بهش میگم که تو بابامی