نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

یه غمی داره انگار اونیکه اولینبار تا بقیع اومد اینجا صحنوسرا نیست حرم باصفا نیست شبیه کربلا نیست یا مثل مشهد نه گلدسته و نه گنبدطلا نمیاد صدای نقارهها گرفته دل همه زائرا نه یه خادم و نه یه روضهخون یه چهارتا قبر، زیر آسمون نه یه سایهبون، زیر آفتاب و تُو بارون گرفته دلم برای بقیع برا غربت شبای بقیع * بغضی توی گلوته همهجا در سکوته تُو بقیع رُوبهروته مهدیِ زهرا پشت دیوار غربت زائری با شکایت میگه آروم تُو خلوت العجل آقا میدونم چیه تَهِ ماجرا به کوریِ چشم وهابیها مدینه میشه مثل کربلا چهارتا نقشهی گنبد طلا مثل گنبد حضرت رضا میکنیم بَنا برا بچههای زهرا (گرفته دلم برای بقیع برا غربت شبای بقیع) ٢
هنوز نظری ثبت نشده