نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

گردن کشیدهام چون مستِ نفسم فراریام من از دست نفسم تو آبرودار من مردم آزار آبرویم رفت در کوچه بازار به تو رسیدم با کوچهگردی شرمنده کردی رَدَم نکردی خبر کن امشب اهل محل را محتاج عَفوم وا کن بغل را آلودهی بد گویی رسیده کارم به تار مویی رسیده شیطان به من صد دوز و کَلَک زد گفتم کمک کن جای کمک زد تا قهر کردم منّت کشیدی سرخوردهها را بهتر خریدی با این خجالت با سر به زیری گفتم علی که دستم بگیری کَلب نجف را حیدر پسندید فرزند بد را مادر پسندید زهرا اجازه در زدن داد دست مرا هم دست حسن داد هم عَبد ارباب بیکفن باش هم بینوای بیتُ الحسن باش ای نوجوان هرجا سر نگردان از ماه نجمه رو نگردان پوشیده جای جوشن کفن را زینب دعا کرد اِبنُ الحسن را در خیمه نجمه جانش ز تن رفت قاسم به میدان جای حسن رفت
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد