شب جمعه شد و یاد حرم افتادم
وحید شکریپسندیدن13
بازدید700+
شبِ جمعه شد و یادِ حَرَم افتادم از همین جا یه سلام برات فرستادم که ثوابش برسه به روحِ اجدادم مُرده بودم، عشقِ تو رسید به فریادم حالا من، از عمقِ دلم شدم گرفتارِ تو میدونی، حالم رو عوض میکنه دیدارِ تو دلتنگم، دلتنگِ زیارتِ علمدارِ تو چه اینجا باشم چه عراقت چه تو حَرم چه در فراغت با یه سلامِ ساده آقا قلبمو میکنم رواقت (سلام یا حسین مظلوم...) ****** شبِ جمعه است و هوای حَرَمت کردم دوست دارم فقط به آغوشِ تو برگردم یه دلِ شکسته روی دستم آوردم میشه مَرحم بشی روی قلبِ پُر دردم میدونم، دوست نداری نوکرت بشه سر به زیر دور از تو، حالم بده و نمیشم از گریه سیر اشکای، چشمای وَرَم کردمو گردن بگیر جز تو کسی به یادِ ما نیست یاورِ این شکسته پا نیست رفیقی بهتر از اباالفضل مَرحمی غیرِ کربلا نیست (سلام یا حسین مظلوم...)