شبِ آخری چه زود میگذره
سیدمهدی میردامادپسندیدن8
بازدید2.5K
شبِ آخری چه زود میگذره شبِ وداع عاشق و دلبره عزیز من، نوبتی هم که باشه نوبت اون وصیّت مادره اجازه میدی که روتو ببوسم این دم آخری، موتو ببوسم بزار به جای علی و فاطمه با گریه زیرِ گلوتو ببوسم امشبمون، ایشالله فردا نشه خیمۀ ما، بدون سقّا نشه رباب داره خدا خدا میکنه حرمله پاش به خیمهها وا نشه برو ولی به فکرِ خواهرت باش به فکرِ گریههای دخترت باش دیگه سفارش نکنم عزیزم مراقبِ رگای حنجرت باش امون ازین جدایی، امون ازین جدایی حسین من کجایی، حسین من کجایی ***