شالِ عزا رو شونته، فدات بشم یابن الحسن
حسین ستودهپسندیدن27
بازدید1.7K
شالِ عزا رو شونته، فدات بشم یابن الحسن برات بمیرم که دیگه، تنها شدی آقای من چجوری تنها میخوای این خسته رو غسلش بدی شنیدم که تشنه بود و اومدی آبش بدی وقتی که این ظرف آب داره به دندون میخوره (یعنی که آقا داره از زندگی دل میبُره)۲ خیلی غم انگیزه، اشکِ تو میریزه چشمای خیسِ تو، از گریه لبریزه این غصه سنگینه، بی همسخن باشی خیلی برات سخته فکرِ کفن باشی یابن الحسن مولا... **** تو اوندی خون دلو، از این لبا پاکش کنی چحور میخوای یک نفری، این خسته رو خاکش کنی هر چی سختم باشه بازم رو به راهش میکنی نگران نیستی داری راحت نگاهش میکنی هر چی سختم باشه بابای شما بیحرمت نشد توی خونهی خودش افتاد و غارتش نشد غریب اونه که از، مرکب زمین افتاد پیش دو تا چشمِ، زینب زمین افتاد غریب اونه که سر نیزه تو پهلوش موند سنان توی گودال با پا برش گردوند (زیر و رو شدی پشت و رو شدی چجوری با مادرت رو برو شدی بی هوا زدن، با عصا زدن **** وقت خداحافظیه، چطور ازت دل بکنم یه کاری کن همین لباس بشه تو روضه کفنم من با این پیرهن سیات دو ماهه گریه میکنم من با پیرهن سیاه تو کربلا قدم زدم من هنوزم گیر نالههای روز هشتمم خیلی بده حالم، گذشت امسالم من از شبِ اول، هنوز تو گودالم چی به حبیب گفتی، که گیر این نامم هنوز گرفتارِ خرابهی شامم **** دلبر بهم ریخته، هنجرِ بهم ریخته بازار و بهم ریختی، با سرِ بهم ریخته خواهرِ بهم ریخته، دخترِ بهم ریخته مجلسِ حرامی با، چادرِ بهم ریخته نگم، که بعد از منبرِ عمه میدادن مارو نشون غم بود غم بود غم بود مجلسِ شرابشون کم بود کم بود کم بود عمه فریاد میزد عباس عباس عباس بزن تو دهن این رقاص رقاص رقاص بابای بهم ریخته، لبهای بهم ریخته بیچاره ترم کرده، موهای بهم ریخته منم، آتیش موهامو سوزونده (مگه صورت برام مونده)۲ گشنمه مشت و لگد خوردم خوردم خوردم جلوی زجر و بگیر مردم مردم مردم نگاه کن که سوخته این دامن دامن دامن صدا زد میکشمش با من با من با من زجر میزد به سرم لطمه لطمه لطمه شمر میزد با نوکِ چکمه چکمه چکمه **** یوما یوما زیر در چی بوده داری دنبالش میگردی یوما یوما فکر کنم که داشتی محسن و بغل میکردی کوچه رو دود گرفته، ولی این درد نداره درد اینه که مدینه، دو سه تا مرد نداره یوما یوما حال و روزی که تو داری بوی رفتن میده یوما یوما این خونِ توئه که به روی در پاشیده موقع اومدنت، دست جمعی زدنت رد شدن از روی در، جلو چشمِ حسنت تورو با ما زدنت، پیش مولا زدنت داده میمیره علی، تورو مردا زدنت یوما یوما هیچکی گردن نگرفت غنچه رو با پا چیده یوما یوما شنیدم تازیونه دور سرت پیچیده یوما یوما روی پهلوی تو جای چکمهها افتاده یوما یوما روی صورت تو رد پنجهها افتاده