سیزده ساله فاتح صفین
محسن عرب خالقیپسندیدن5
بازدید1.6K
سیزدَه ساله فاتِحِ صِفّین سومین بچهشیرِ شیرِ خدا اَرمَنیها مُریدِ تو هستند شاهِدَم سُفرههای تاسوعا نامِ تو همردیفِ یافَتّاح چشمهایت مُفَرِّجُالغَمّاء تو که هستی، حسین هم آخر شد پَناهنده بَر تو عاشورا ای سایهبانِ مُخَدَّرات حَرَم پُشتگرمیِ زینبِ کبریٰ أَعطِنی یاکریم، أَنَا سائِل مُستَجیرٌ بِکَ اَبوفاضل دستگیرِ همه، خدای اَدب دستپَروَردهی اَمیرِ عرب نسل در نسل خاکِ پای توییم به تو دادیم دل نَسَب به نَسَب سُفرهات بَهرِ سائلان پَهن است صورتت شیر و خالِ تو چو رُطَب میکند زنده یادِ حیدر را چینِ پیشانیات به وقتِ غَضَب اَسَدُللهِ کربلا عباس بنشین باوَقار بَر مَرکب قَد کشیدی همین که بَر روی اسب لشکرِ کوفیان کشید عَقب تاتو بودی سَفَر به خیر گذشت ای نگهبانِ مَحمِلِ زینب تا تو بودی رُباب اصغر داشت غرقِ بوسه سپیدیِ غَبغَب تاتو بودی ندید یک مادر طفلش از تشنگی کند لَبلَب تا تو بودی رقیّه مَعجَر داشت