نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

سیدِ مظلوم (حسین جانم)۳... خسته بود آقا تازه روی مرکبش نشسته بود آقا خسته بود آقا میزدند سنگ سرش شکسته بود آقا خسته بود آقا تک و تنها رفت صدای گریه توی خیمه بالا رفت تک و تنها رفت دم رفتن طرفِ خیمهی زنها رفت تک و تنها رفت تنهای تنها بود، تنهای تنها رفت... آرومِ جونِ من، زیره دست و پا رفت هرکی از راه اومد، سر نیزه خرجش کرد پیشِ همه زینب از خولی خواهش کرد خواهش میکنم برید کنار من خودم خاکش میکنم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد