سوز بده بر سخنم، به دل سوخته ی خواهرت
حاج محمود کریمیپسندیدن10
بازدید4.5K
سوز بده بر سخنم، به دل سوخته ی خواهرت تا كه بگویم سخن از، تن صد چاك علی اكبرت ناله زنم یاد كنم ز لب خشك علی اصغرت گوهر اشكم شده ایثار تو گریه كنم یاد علمدار تو *** ای پدر و مادر من، به فدای لب عطشان تو نیزه و شمشیر و سنان، كفن پیكر عریان تو بر سر نی جلوه كنان، سر همچون مه تابان تو مرا مران مرا مران از درت به پهلوی شكسته ی مادرت *** شعله ی دل جای نوا، همه شب سر كشد از نای من ناله برآید همه دم، به سما از همه اعضای من كز چه جدا شد ز بدن، لب عطشان سر آقای من وای من و وای من و وای من شسته شد از خون رخ مولای من *** گریه بر آن كشته كنم، كه بر او ارض و سما گریه كرد مادر و جد و پدرش، به نهان و به ملا گریه كرد بر تن صد پاره ی او، پسرش روح خدا گریه كرد پیروی از روح خدا می كنم یاد حسین و شهدا می كنم