سنگ عقیق اگر بتراشم برای تو
حاج محمود کریمیپسندیدن35
بازدید2.5K
سنگ عقیق اگر بتراشم برای تو باید که از جگر بتراشم برای تو طوف سرت به شیوه حجاج جایز است پس واجب است سر بتراشم برای تو حالا که در ملائکه کس فطرست نشد من حاضرم که پر بتراشم برای تو باشد به سمت مرقدت آزاد رو کنم از چوب سرو در بتراشم برای تو از اصفهان ضریح برایت بیاورم یک گنبد از گهر بتراشم برای تو از والدین خادم درگه بیارمت قربانی از پسر بتراشم برای تو ******* آیینهی جمال و جلال خدا حسن جمع صفات فاطمه و مرتضی، حسن پیراهنی ز حُسن خودش بافت فاطمه هر تار را به پود که زد، گفت: یا حسن از کنیهی علی به مقام حسن برس جایی که گفت ختم رسل: یا أبا حسن در جادّهی کرم، همهجا ردّ پای اوست پوشیده است کفش کرامت به پا حسن وقتی نبی زره به تنش میکند، علیست وقتی نبی به تن بنماید عبا، حسن توحید، ضرب کردن واحد به واحد است هستند مجتبی، علی و مرتضی، حسن بر دوش مصطفی، دو حرم جا گرفته است یک شانه را حسین و دگر شانه را حسن با یک نفس تمام جهان میشود حرم گویند اهل شیعه اگر یک صدا، حسن وقتی که خورد در وسط خانه پیچ و تاب خانه گرفت از جگر او بوی گلاب ذریّهی رسول، زمینگیر زهر شد إبن أبیتراب، جگر ریخت بر تراب یکجا نشست و قدر چهلسال گریه کرد از زهر لامروّت، تا آتش و طناب این ماجرای زهر جگر میکشد برون آن ماجرای کوچه، جگر میکند کباب آتش زدند بر دل اولاد فاطمه آن گونهای که میخ در از شرم شد مذاب میخی که مثل تیر سهشعبه، کمانه کرد از آن به بعد، کشتن ششماهه گشت باب گودال قتلگاه حسن بود خانهاش وقتیکه شد به خون جگر، صورتش خضاب درهم شده بهخاطر درهم، گلوی او جعده که هست شمر زمان، خانهاش خراب زینب رسید و خون جگر دید بین طشت اما سری ندید در آن طشت بی شراب آه ای غریب همسر خوبی نداشتی تا در عزات گریه کند زیر آفتاب جعده اگر فروخت حسن را به درهمی نجمه به جاش کربوبلا رفت با رباب