سلام کرد و نشان داد جای سلسله را
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن0
بازدید100+
سلام کرد و نشان داد جای سلسله را چه بیمقدمه آغاز میکند گله را نه از سنان و نه از شمر گفت، نه خولی بهانه کرد فقط طعنههای حرمله را نگاش چون که به رگهای نامرتّب خورد نکرد شِکوه و پوشاند زخم آبله را از استلام لب از خیزران شکایت کرد از این که چوب رعایت نکرد فاصله را کشید زجر هم از دست زجر هم پایش شبی که گم شد و گم کرده بود قافله را سبب چه بود که هنگامهی ورودِ به شام نمیشنید صدای بلند هلهله را؟ و در ازای دو تا بوسه داد جانش را ندیده چشم کسی این چنین معامله را