سلام بر تو امامی که نفس تطهیری
حاج علی کرمیپسندیدن29
بازدید1.5K
سلام بر تو امامی که نفس تطهیری سلام بر تو که چون رحمتی فراگیری سلام بر تو زمانی که غرق طاعاتی سلام بر تو زمانی که روزه میگیری بدون شمسِ پر از خیر برکتِ رویت به ما رسیده عجب روزگار دلگیری چقدر گریه و ندبه بهجای من کردی حلال کن که نکردم هنوز تغییری ***** اگر چوب خشکم، اگر کهنهام نینداز دورم، عصا میشوم نشد جمکران تو آدم بشوم ببر کربلا، کربلا میشوم ***** وای از کسی که پیر شده و کربلا نرفته ما کربلا نرفته، فقیر دو عالمیم ما بین گریه، فاطمه سر میزند به ما فرقی نمیکند که زیادیم یا کمیم ما را شبیه رخت سیاه آفریدهاند خیلی شبیه ماه عزای محرمیم ما را بخر، ضرر بده، اصلاً چه میشود؟ خوبیم یا بدیم، همینیم درهمیم ***** روزی اگر دیدی که دست از تو کشیدم حتی شده با زور دستم را نگهدار ***** چقدر گریه و ندبه بهجای من کردی حلال کن که نکردم هنوز تغییری من از زمان ورودم به قبر میترسم بیا و ناجی من شو در آن سرازیری اجازه هست کمی از زبان عمهتان بخوانم از غم ویرانه و زمینگیری شبی که رسیدی برای من قدر است رقم زدهست برایم خدا چه تقدیری بدونِ هیچ دلیلی مرا کتک زدهاند ***** دیدی چقدر رویم تغییر کرده بابا؟ دیدی چه با گلویم زنجیر کرده بابا؟ وقتی کشید من را، بگذار تا بگویم زنجیر دست و پایم پیچید بر گلویم ای وای از اسیری که از یاد رفته باشد دنبال او شب تار صیاد رفته باشد حتی توان ماندن از بال من نیاید گفتی به زجر دیگر دنبال من نیاید ***** خیال کن اون دستای سنگین اصلاً به صورت دخترت هم نخورده یه لگدی خورده به پهلومهام که اون لگدو مادرت هم نخورده