سلام ای زیباترین صحرا
میثم مطیعیپسندیدن54
بازدید10K
(سلام ای زیباترین صحرا) 2 رسیده تنهاترین مولا رسیده فرزند ابراهیم رسد عطر کعبه و رکن و زمزم و بطحا خوش آمد میگوید اینک هر بوتهی خاری گوشهی صحرا خوش آمد میگوید امواج تیغ و تیر و شمشیر و خنجرها (خوش آمدی اکبر، خوش آمدی اصغر خوش آمدی ای مهربان عباس) 2 (بخاطر زینب بخوان قل هوالله بخوان قل اعوذ برّب الناس) 2 (نگاه رباب است و آب فرات چه خوانده مگر در کتاب فرات) 2 (چه رمزی و رازی چه سوز و گدازی نهفته در این پیچ و تاب فرات) 2 (سلام ای تنهاترین مولا) (قرار این کاروان اینجاست) 2 قدمگاه عاشقان اینجاست شود کمکم خیمهها برپا (چه غوغاهایی بپا خواهد شد در این صحرا) 2 (بیا خواهر تا بگویم من خواب پیغمبر دیدهام اکنون) 2 خدا میخواهد مرا بیند کشته در راهش غوطهور در خون (دمی که ببینی برادر خود را در این دل صحرا فتاده به خاک) ۲ (فقط به نگاهی به نغمهی آهی بگو که الهی رضاً بِرِضاک )2 (دمی که روَد خون ز حنجر من دمی که روَد روی نِی سر من)2 تویی و صبوری در این غم و دوری پیمبر صبری تو خواهر من (امان ز دل زینبِ کبری)