سلام الله ای شه عرش برین
حسین ستودهپسندیدن89
بازدید4K
سلام الله ای شهِ عرشِ برین خداوندِ مردمِ صحرا نشین بزن آتش بر منِ دیوانه سر سپس حالم را به تماشا بشین دلبرِ بالا نشین... بهم بگو کِی نفسم واسه تو بند میاد دیدم که موی تو، افتاده دستِ باد نذار تورو ازم بگیره دستِ روزگار دستامو ول نکن، ای عشقِ موندگار باور کن به ذلفِ تو گیرم یه شب توی روضه، براتو میمیرم ارباب ارباب خاکِ من به معرکه در باد ز بعدِ وفاتم به سوی تو میاد ارباب، ارباب... **** حسینا در وادیِ کرببلا خدا رو کردی به همه برملا همه بیمارِ تب عشق توییم طبیبا ما را نکنی تو دوا پادشهِ کربلا... شیوخِ کوفه با وضو کشتن تو رو حسین من کافرم به این، اسلامِ بیحسین بازم وفای راهبِ دِیرِ مسیحیا خولی چه کرده و چی کرده برخی ها حجِ من عزای حسینه و ذکرِ نمازم، نوایِ حسینه مولا، مولا گمراهی به طرفه العینه نفهمی اگر تو، که دینت حسینه والله والله ارباب ارباب... **** (پریشانم چون تو پریشان شدی و حیرانم چون که تو حیران شدی)۲ به تو سجده کردم و آمد ندا مبارک بادت که مسلمان شدی واردِ ایمان شدی... جهان به کام اونه که دیونه توعه تا به ابد سگه میخونه توعه خوشا به حالِ تک تکِ نِیهای بوریا کردن تورو بغل، ای شاهِ کبریا ایزد را تعلقِ تن نیست تو غرقِ به خونی، نیازِ کفن نیست مولا مولا خونِ تو هویتِ خونم تا آخرِ عمرم...تو میمونم ارباب ارباب...