سلام از چشمه ای خشکیده
سیدرضا نریمانیپسندیدن4
بازدید15.4K
سلام از چشمه ای خشکیده بر اقلیم باران برای چشم آلوده بجز این نیست تاوان چه گویم از خودم از حال غمبار پر از درد توکه بهتر از هرکس حال من را خوب میدانی یابنالحسن خودت که شاهدی در خلوتم با خویش میگویم چگونه از دلت آمد امامت را برنجانی اگر از داغ هجرانت نمردم میکشد من را همین بار گناهانم همین حس پشیمانی یابنالحسن حلالم کن برای معصیت های کسی چون من تمام روز حیرانی، تمام شام گریانی میان اینهمه سردرگمی، این شهر پر فتنه فقط یاد تو درآورده من را از پریشانی من بدتر ز بد اصلا به کار تو نمیآیم ولی تو دوستم داری، تویی که خوب خوبایی من آن مورم که هر لحظه میافتد بار از دوشم همیشه زیر بالم را تو میگیری، سلیمانی یابنالحسن، خطا کردم، جفا کردم تورا آزردم اما تو ز لطف و مرحمت من را ز درب خود نمیرانی یابنالحسن، میآید جایی که من تورا میبینمت آقا می آیی و برای شیعیانت روضه میخوانی تمام تاج و تخت دشمنان را ریخته برهم عقیله با سخنرانی، حسین با صوت قرآنی میان روضه ها سخته است این روضه برای تو که شد دخت امیرالمومنین در کوفه زندانی شنیدم چوب را چرخاند و بر دندان جدت زد که نه لب ماند نه دندان برایش بعد مهمانی ای حسین