نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

سقا شدم که آب مهیا کنم، نشد کاری برای خشکیِ لبها کنم، نشد با اشتیاق آمدم از بِین نخلها راهی به انتظار حرم وا کنم، نشد تیر آمد و نشد که در این آخرین نگاه روی تو را دوباره تماشا کنم، نشد میخواستم که با همه قامت بِایستم عرض ادب به حضرت زهرا کنم، نشد همراه کاروان شدم از روی نِی مگر کاری برای زینب کبریٰ کنم، نشد * * * * مشک برداشتهای راهیِ دریا شدهای خوشبهحال لب اصغر که تو سقا شدهای احساس من این است با پُر شدن مشک از خیمه صدای صلوات آمده باشد * * * * مشک پارهتو دوتا چشمای پُرستارهتو گل زخمای بیشمارهتو، میبوسم خون دیدهتو میون اَبروی کشیدهتو عزیزم دستای بریدهتو، میبوسم تو رو میبوسم که پا شی نباید از من جدا شی نمیره دشمن به خیمه تا سرت شکست تا بازوی آبآورت شکست تُو خیمه قلب خواهرت شکست، اباالفضل بیکسِ حرم بدون تو دلواپسه حرم نباشی پاشون میرسه حرم، اباالفضل غم زینب کُشته ما رو که جمع کرده دخترا رو داره محکمتر میبنده گرههای معجرا رو بعد از تو اَمون نداره خیمه تمومه کار خیمه، پا شو اباالفضل بعد از تو تنم به غارت میره حرم اسارت میره، پا شو اباالفضل دوره میکنند منو تو رو جون مادرت پا شو برو * * * * دستای عباس رو بریدند راحت چه گوشواره کشیدند چشم بههم بزنی به خیمه رسیدند بیا برگرد خیمه ای کس و کارم منو تنها نگذار ای علمدارم * * * * حرم مرد نداره تو راضی میشی آب بخوایم شمر بیاره سقای دشت کربلا اباالفضل، اباالفضل دستش شده از تن جدا اباالفضل، اباالفضل * * * * یه دست به عنان ذوالجناح یه دست آقا بر کمره خدا کی به خیمهی رباب میخواد این خبر رو ببره؟ * * * * سری به نیزه بلند است روبهروی رقیه خدا کند که نباشد سر عموی رقیه سیلی نخورده بودیم که خوردیم بازار نرفته بودیم که رفتیم دشنام نشنیده بودیم، شنیدیم
هنوز نظری ثبت نشده