یه سفیر بی پناه از راه دور
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن43
بازدید8K
یه سفیر بی پناه از راه دور روی ماه تو رو میبوسه حسین جای مُسلم که اسیر غربته برو ای نامه، به پابوسه حسین برو بگو شلوغ بود، نیزه فروشیاشون پسر عمو دروغ بود، همهی نامههاشون حسین جان ... تشنه مُردن برا من سعادته مگه رو میزنه دریا، واسه آب انقدَر با تو یکی شدم حسین تو رو میبینم، تو انعکاس آب غمِ ندیدن تو، راه گلومو بسته فدا سرت حسین جان، اگه سرم شکسته حسین جان ... اگه آفتاب میزنه، به اون بدن بذار آتیش بزنن، این بدنو قبل اینکه سرمو جدا کنن فکر گودال تو میکُشه منو چیزی نمونده واسم، بهغیر بیقراری آقا چی میشه الآن، عقیقتو در بیاری حسین جان ...