سروی كه رشید است بعید است قعودش
حاج منصور ارضیپسندیدن5
بازدید400+
سروی كه رشید است بعید است قعودش آن كس كه دلیر است زیان است نبودش وای از سپه كوفه، چشمان حسودش وای از شرر كرببلا، تب رودش امروز اگر ساقی ما فكر نجات است این غصه فقط زیر سر آب فرات است با قصد حسین و كمرش رفت سه شعبه تا علقمه سوی قمرش رفت سه شعبه در حلقه ی چشمان ترش رفت سه شعبه گفتند كه تا پشت سرش رفت سه شعبه هنگام خسوف آمد و ماه از نفس افتاد دیدند كه سردار حسین از فرس افتاد تا فرق سرش گشت دو تا فاطمه آمد تا دست چپش گشت جدا فاطمه آمد در معركه تا گفت اخا فاطمه آمد این آخرِ سر شكر خدا فاطمه آمد از اسب نیافتاد به صحرا بغلش كرد بی دست می افتاد كه زهرا بغلش كرد آماده ی سیلی شده دستان جسارت تا معجر و چادر نشده طعمه ی غارت باید به تن خیمه كنم رخت اسارت تا زیر زبان ها برود طعم حقارت روی سپهی باز شده وای به زینب معجر كشی آغاز شده وای به زینب