سرو ما از خیمه بیرون زد، صلابت را ببین
حنیف طاهریپسندیدن0
بازدید70
سرو ما از خیمه بیرون زد، صلابت را ببین مادرش میگفت زینب قد و قامت را ببین پنجتن در یک نفر گر جمع باشد، این علیست در وجودش روح انوار هدایت را ببین خلق و خو و صوت و سیمای رسول خاتم است نام این دیگر شباهت نیست، رجعت را ببین جمع سبطِین است، یعنی که حسین است و حسن نقطهی عطف شجاعت با کرامت را ببین پیش ما مولا نماز است و علیاکبر اذان باب سالار شهیدان است، نسبت را ببین از پدر تا اِذن میدان خواست، فرمودش برو ماه را قدری تماشا کرد، رخصت را ببین رزم عباس است یا اکبر؟ نمیدانم دگر در نگاه شمر و اِبنِسعد وحشت را ببین تشنهلب برگشت و جای آب بوسیدش پدر تشنهی این بوسهها بودهست، نیت را ببین خون فرقش ریخت روی چشمهای مرکبش اسب بِین دشمنان رفت، فرصت را ببین صد پسر میخواست با نام علی آقای ما یک علی شد صد علی در دشت، قسمت را بیین زخم تیغ و زخم نشتر، زخم قیچی، زخم گرز در تنش آثار انواع جراحت را ببین اولینبار است زینب بِین مردم آمده تکههای پیکرش لرزید، غیرت را ببین * * * * با همین پاهای نیمهجونم خودم رو کنارت میکشونم پیرم کردی ای جَوونم وَلَدی، خون به قلب زار بابا نکن وَلَدی، عمههاتو تنها رها نکن چشاتو باز وا کن، حسین رو اِحیا کن دوباره غوغا کن، حسین رو اِحیا کن فَقَطَّعوکَ بِالسُیوف، اِرباً اِربا یهبار دیگه بهم بگو بابا، بابا رُو خاک صحرایی آسمونم داغت میشه درد بیدرمونم پیرم کردی ای جَوونم وَلَدی، اینقَدَر که جسم تو درهمه وَلَدی، واسه بردنت این عبا کمه * * * * هزاربار بگو جالِسٌ عَلیٰ صَدرِه ولی مگو دَخَلَت زینبُ عَلَی ابنِ زیاد