سرم و خاک خراسان علی
حاج محمود کریمیپسندیدن22
بازدید1.4K
سرم و خاک خراسان علی چشمم و خیسی باران علی جگرم داغ شد از عطر نجف من کیام؟! آه نیستان علی با علی، خاک مرا گل کردند که بمانم سر پیمان علی زیر دین احدی نیست سرم که فقط خوردهام از نان علی شب اوّل همه را بخشیدند تا که گفتیم: خدا! جان علی دست بر دامن هرکس که زدیم بود او دستبهدامان علی شب قدر است شبی که یکبار سر گذاریم به دامان علی من و جبریل و تمام عالم همه رفتیم به قربان علی رفت تا طور تجّلی، موسی برسد تا که به سلمان علی همه دیدند که دستان خدا پرده انداخت ز ایوان علی آی ای خصم زبون! میریزد به سرت آتش یاران علی و خطرناکتر از ناو شما کیست جز غیرت ایران علی غرق یک نعره یاحیدر ماست هرچه دارید به قرآن علی وعدهی سیّد ما نزدیک است می رسد وارث طوفان علی