مولایَ یا مولا سرتاپا گناهم عُذری ندارم شرمسار و روسیاهم
حاج منصور ارضیپسندیدن5
بازدید10.6K
مولایَ یا مولا سرتاپا گناهم عُذری ندارم شرمسار و روسیاهم (مولایَ یامولا، بیرونم مَینداز چیزی نمیخواهم، گدای یک نگاهم) ۲ قلبت به ذکرت زنده میماند حبیبم اِی مُنتهای حاجتم، اِی تکیهگاهم تا پای من لغزید دستم را گرفتی از کودکی دادی نجات از پرتگاهم قَدری مُصیبت، های و هویم را درآورد غافل از این بودم که هستی خِیرخواهم مولایَ یا مولا با قبرم چه سازم؟ دلواپسِ تاریکیِ آن جایگاهم از مادریِ فاطمه بالانشینم بیرون کشیده بارها از قَعرِ چاهم شاهم فقط مولاعلی باشد ولاغیر دور از ظلالت با علی در شاهراهم مولایَ یا مولا از هِجرش خرابم دلتنگِ اِیوانِ طلا و صحنِ شاهم یادِ وداعِ آخرش با بچههایش در پُشتِ دَربِ خانهاش افتاده راهم (مولایَ یا مولا کوفه بیعلی شد چون پیرمردِ کوفه غرقِ اشک و آهم) ۲ پُشتم شکسته گرچه شُکرش باز باقیست بِینِ کَفَن پیچیده شد پُشت و پناهم کوفه کَفَن هم داشت پس! ماندم که از چه بَهرِ حسینش بوریایی شد فراهم بیچارهام کرده غمش، گریان برای آن جسمِ گرمادیده بِینِ قتلگاهم حسین...