سرتاسر محله ما غرق ماتم است
امین شادکامپسندیدن15
بازدید6.1K
سر تا سر محله ما غرق ماتم است پرچم به اهتزار در آمد محرم است دیدم در میان کوچه جوانی پر از شعور «حی علی العزا» به لبش بود غرق شور میگفت نذر خون خدا جان مادرم دم از حسین میزنم اشک میخرم با گریه فاطمه به تماشا نشسته بود یک بچه باز قلک خود را شکسته بود (میگفت زیر لب کم ما را قبول کن) ۲ کم ما رو زیاد کن از ما دوباره سینه زدن را قبول کن دیدم کنار دیگ نشسته است باادب لات محله بود ولی گفت زیر لب زهرا به پای حسینش مرا هم مرید کرد دیگ سیاه روضه مرا روسفید کرد جانم فدای خادم و دربار هیاتش جانم فدای پیرغلامان هیاتش رحمت به مادری که ارادت میآورد فرزند خویش را سوی هیات میآورد از شور و عشق فاطمه جانش لبالب است با چادرش مدافع فرهنگ زینب است (آمد به سوی من پدری پیر و محترم) ۲ گفت ای جوان گوش کن به منو وصیتم اینجا هر چه خرجکنی سود میکنی خود را عزیز خانهی معبود میکنی اومدم گریه کنم اما برای کدوم غمت برای دشمن زیادت یا برا دوست کمات یا برا اصغرت که پر پر زد و آبش ندادن گریهشو شنیدن و جوابش ندادن یا برای برادرت که جفت دستاش قلمه اون که پشتتو شکسته داغ اونه تو علقمه