سر بسته میگم که روضه بازه
علی اکبر زادفرجپسندیدن12
بازدید1.1K
سربسته میگم که روضه بازه اسبا با نعل تازه میان تو گودال *** خسته بود آقا تازه روی مرکبش نشسته بود آقا خسته بود آقا میزدن سنگ، سرش شکسته بود آقا *** ای خسته، با نیزه دورهات کردن برای غارت کردن میان تو گودال *** عمو رسیدم و دیدم سرت چه دعوا بود برای غارت عمامهات چه غوغا بود ثواب نَحر گلویت تعارفی شده سر زبان همه جملهی بفرما بود زنی خمیده عمو رد شد از لب گودال نگاه کن، نکند مادر تو زهرا بود *** دوست دارم بشم بلاگردونش خودم بشم قربونش، عموم غریبه دوست دارم برم توی آغوشش بابا بگم تو گوشش، عموم غریبه (صلَّی اللهُ علیک یا اباعبدالله الحسین)۲