سحرا كه بوي ياسو، برا من نسيم ميياره
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن1
بازدید1.3K
سحرا كه بوي ياسو، برا من نسيم ميياره ياد مادر روي گونه م، چند تا شبنم جا ميذاره چارده قرنه تو مدینه، دنبال قبرش ميگرديم چارده قرنه شمعي روي، مزارش روشن نكرديم مادر خوب و جوونم مادر قامت كمونم *** چارده قرنه ذوالفقار، مرتضي توي نيامه چهارده قرنه فاطميه، چشم به راه انتقامه چارده قرنه عزادارِ، يه مصيبت بزرگيم چارده قرنه سياپوشِ، حمله ی يه گله گرگيم مادر خوب و جوونم مادر قامت كمونم *** گرگايي كه شير حق و مأمور به صبر ميديدن تلي از هيزم آوردن خونه شو آتيش كشيدن موج بغضو موج كينه، سينه ی دريا رو ميشكست بيحيا ميون خونه، دستاي دريا رو ميبست مادر خوب و جوونم مادر قامت كمونم