سامونم علیه، درمونم علیه
وحید شکریپسندیدن69
بازدید46.6K
سامونم علیه، درمونم علیه من خونهم توی نجف و صاحب خونهم علیه اون که رزقمو داد میدونم علیه من جونم علیه آخرش خونوادگی نجف میریم واسه زندگی توی نجف میتونی بگی خدا همینجاست نجف و اشک و خاطره اذان صبحش چه محشره حتی جنازهم نجف بره برام یه رویاست شرف عالَم از شرفِ علیه طرف حق باش آخه حق طرف علیه همه جا رو گشتم آخرش فهمیدم تهِ دنیا کنج صحنِ نجفِ علیه تسکینم علیه، تضمینم علیه وقت جون دادن کسی که میبینم علیه زیر سنگ لحد تلقینم علیه من دینم علیه واسه قلبم بسه علی، پناه هر بیکسه علی به داد من میرسه علی فردای محشر از دل من غمو گرفت، محبّتش عالَمو گرفت تو غصّهها دستمو گرفت، بابامه حیدر دل بدون علی خیلی بیمصرفه لعن دشمنش رو میخونم صد و ده دفعه کوریِ دومی از ازل تا ابد رزق مردم جهان از نجفِ اشرفه