من سالهاست در به درِ روضهی تواَم
مسعود پیرایشپسندیدن2
بازدید1000+
من سالهاست در به درِ روضهی تواَم داغ تو را به جان و دلم میخرم حسین یک یاحسین گفتم و دیدم غمی نماند تسکینِ دردهایِ دلِ مضطرم حسین یادم نمیرود که همه عزتم تویی من پای سفرهی تو شدم محترم حسین لطفی که کردهای تو به من مادرم نکرد ای مهربانتر از پدر و مادرم حسین