ساقیا بازم حال دلم بَده
پیام کیانیپسندیدن28
بازدید1.2K
(ساقیا بازم حال دلم بَده فکر حرم تو به سرم زده اون قدح شکسته که میبینی پیکر منه گوشهی مِیکده علیا، ایلیا، علیا، ایلیا ... حواس و هوش و عقلم رو مِیِ تو از سرم بُرده چنان ز باده مستم که تعادلم بههم خورده قادر به قَدَر، مافوق بشر تیغی بکِش و ما رو کن زیر و زِبَر لعن خُلَفا آیین منه پس با همهی نفرت: لعنت به عُمَر لعنت به عُمَر ... * * * * ای حیدر شَهسوار، وقت مدد است ای زُبدهی هشت و چار، وقت مدد است من عاجزم از جهان و دشمن، بسیار یا صاحب ذوالفقار، وقت مدد است حیدر مدد، حیدر مدد ... * * * * علی کابوسه یهوده همتای ایلیا گشتم، نگرد، نبوده همون وقتی که حیدر خیبر رو میکَند خبری از اولی و دومی و سومی نبوده مَرد مَرده بابا، مَرد نبرده بابا ببین عباس و بگو بَه چه کرده بابا آقامون واسه یتیما کوچهگرده ولی بعضیها خلیفهشون کوهنورده بابا لعنت بر عُمَر ...