ساقی تشنهها کجا افتادی
حاج محمود کریمیپسندیدن5
بازدید2.3K
ساقی تشنهها کجا افتادی سنگر خیمهها کجا افتادی همگی آتیش گرفتیم وقتیکه قصّه ات و شنفتیم تشنه جون دادی برادر خیمهها سوخت، چِشمت روشن چادر خواهرا سوخت، چِشمت روشن صورت دخترا سوخت، چِشمت روشن تا تو شدی کشته ما بی سر و سامان شدیم رفتی و ما در به درِ کوه و بیابان شدیم بعد تو آب خودِ، عذابه عباس بعد تو حال ما، خرابه عباس فکر ما بودی همیشه کسی باورش نمیشه تشنه جون دادی به زینب شد جسارت، چِشمت روشن رقیه رفت اسارت، چِشمت روشن معجرش رفت به غارت، چِشمت روشن تا تو شدی بی سر ما، بی سر و سامان شدیم رفتی و ما در به درِ کوه و بیابان شدیم رفتی و پیش تو، حسین رفت از حال جای تو خالی بود، میونِ گودال همه خسته بودن اما جون گرفتن دشمنا تا تشنه جون دادی دلا پر سوز و سازه، چشمت روشن ناقه مون بی جهازه، چشمت روشن حرمله یکه تازه، چشمت روشن ***