ساقی ببار باده که امشب بر آن سرم
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن3
بازدید1.5K
ساقی ببار باده که امشب بر آن سرم در سینه طفل عشق و جنون را بپرورم امشب عجیب شور جوانیست در سرم آخه مست اذان و بادهی الله اکبرم ساقی می حیات به پیر و جوان بده بر بام میکده صد و ده بار اذان بده بر بام میکده صد و ده بار هو بکش دستی به پای یار به قصد وضو بکش از خاک آن قدوم بگیر و به رو بکش عطر گل محمد آورده بو بکش ای مکّه این شمیم برای تو آشناست یثرب چنان تو شاهد میلاد مصطفاست او کیست که فرشته حسد میبرد بر او عطر لب رسول خدا بوسه زد بر او می خواست جبرئیل که وحی بیاورد بر او پس رحمت و درود خدا بیعدد بر او لیلاست آنکه سرخوش تبریک آمنه است انگار که رسول خدا بین آینه است نذر رسیدنش صد و ده بار یا علی طفلی که مو نمیزند انگار با علی او فاطمه است یا که رسول است یا علی صلی علی محمد و صلی عَلی، علی امشب دخیل دامن گهواره میشویم بین مدینه و نجف آواره میشویم شعبان شده است میکده و مست بادهاش ماه و ستاره زینت شبهای جادهاش اربابها سواره، غلامان پیادهاش آمد ز راه شاه و سپس شاهزادهاش دنیا ندیده است به خود این چنین پسر بابا شدن مبارکت ای نازنین پدر بیت الحسین امشب چون خانهی خداست کعبه اگر تَرَک خورد از مَقدَمت سزاست سبط علیست در بغل سبط مصطفاست سردار سرسپردهی سردار کربلاست سجده به ماه طلعت این نور لازم است این طفل، دومین قمر آل هاشم است