ساقی آل علی به خیمهها آب نیست
حاج محمود کریمیپسندیدن5
بازدید3.4K
ساقیِ آل علی به خیمهها آب نیست نمانده از تشنگی دلی که بیتاب نیست زمزمه و ناله هست به دیدهها خواب نیست اشک غم تشنگان به غیر خوناب نیست ساقیِ آل علی، ای پسر فاطمه العطش ای عموجان، گشته نوای همه به دیدنت آمده فاطمه در علقمه خواهرِ من رقیه، سر دهد این زمزمه ساقیِ آل علی بیا ببین چه کردن در جان شرار آه و در سینه آهِ سردم سر تا قدم عموجان فریاد و آه و دردم بیا بیا به خیمه تا دور تو بگردم ساقیِ آل علی، میر و سپاه لشکر برخیز و مَشک آبی به سوی خیمه آور دست عطش فکنده بر دل و جان ما زهر میان گاهواره ترسم بمیرد اصغر ساقیِ آل علی، یاسِ به خون تپیده سرشکِ چشم خود را برادرم مکیده دیدم فتاده بر خاک دستِ زِ تن بریده بابا به خیمه آمد با قامتی خمیده