سائلم بر سفرهاى كه سفره دارش فاطمه است
حسین محمدی فامپسندیدن1
بازدید2.2K
سائلم بر سفرهاى كه سفره دارش فاطمه است هركه مىآيد كنار آن كنارش فاطمه است معنى خير كثير اين است، اگر لطف خدا بر زمين جارى است قطعاً آبشارش فاطمه است شرط پيغمبر شدن بوسه به دست فاطمه است تاج پيغمبر نگين افتخارش فاطمه است گر به كعبه رو نمودم زادگاه مرتضى است گر به كعبه تكيه كردم مستجارش فاطمه است مىشود فهميد از طرز مناجات شبش هركه شد عبد خدا پروردگارش فاطمه است فاطمه قبرى نمىخواهد نجف وقتى كه هست مرتضى نقش روى سنگ مزارش فاطمه است پنج بار از آن كسا خورشيد اگر بيرون زده مطمئناً منشاء هر پنج بارش فاطمه است به تلافى دويدنهاى بين كوچهاش ناقهاى دارد قيامت كه سوارش فاطمه است هركه اينجا نوكرى كرده خيالش راحت است آنكه محشر مىدود دنبال كارش فاطمه است آنكه در وقت اسيرى با سلاح خطبهاش كوفه را ساكت نمود آموزگارش فاطمه است زور بازويش چهل تن را به زانو مىزند حيدرِ تنها سپاه استوارش فاطمه است مىچكد از دامنش خون، مىچكد اشك از رخش باغ سرسبز ولايت لاله زارش فاطمه است محسنى كه ثلثى از سادات مى ماندند از او پشت آن ديوار حالا سوگوارش فاطمه است *********