زینبا بس کن کبابم می کنی
مهدی اکبریپسندیدن2
بازدید700+
(زینبا بس کن، کبابم میکنی داری از اصرار، آبم میکنی)۲ لطف خود را بینهایت کردهای جاننثاری را به غایت کردهای (خواهشی دارم بیا، خواهش نکن)۲ بازگردان هر دو را، خواهش مکن خون به دل، خون به دل آکندهام، مپسند تو بیش از این، بیش از این شرمندهام، مپسند تو تکیهگاهم، جان زهرا بازگرد گردنم حق داری اما بازگرد بسکه کردی گریه و غم خوردهای اختیارم را ز دستم بردهای بی امان، بی امان، هستند دلبندان تو تشنهلب، تشنهلب، هستند دلبندان تو (قهرمان من، سرت بالا بگیر سر میفکن بهر یک رخصت به زیر)۲ (میزنی آتش به قلب ریش من این دو اکبر را ببر از پیش من)۲ اشک چشمم راه میگیرد مرا شرم عبدالله میگیرد مرا دستشان، از دامن من دور کن (این دو زینبزاده را مسرور کن)۲ (من بمیرم از چنین دلگیریات این دو گل باشد عصای پیریات)۲ چشم امیدت ز هر دو چیدهای بر تن هر دو کفن پوشیدهای (دو غزالت میوهی قلب منن)۲ (حیفِ تیغ و دشنههای دشمنن)۲ استخوان کوچک این اختران خُرد گردد زیرِ سُمِ اَستَران خون به قلب داغدارت میکنن سر جدا از دو نگارت میکنن ای که بر من بیقراری بازگرد (طاقت دیدن نداری بازگرد)۲ امون ز قلب زینب، امون ز قلب زینب ...