زیباترین رجز شد این نوحه خونی من
جواد مقدمپسندیدن17
بازدید3.1K
زیباترین رجز شد این نوحه خونی من جان از عدو گرفته اِن تَنکُرونی من ۲ شاگردیِ اباالفضل کردم که این چنینم هر کی ندونه میگه یل اُمُالبنینم ۲ اما ببین چجوری قاسمو دوره کردن ۲ نیزه نداشته باشن دنبال سنگ میگردن ۲ عمو عمو عمو جان ۴ با صورتم عمو از روی فَرَس فِتادم بالا سرم بیا زود که از نفس فِتادم پَر میکشم از اینجا تا آسمان هفتم اما ببین تنم شد در زیر دست و پا گم ذکرم حسن حسن شد آمادهی وصالم ارواح خاک بابا عمو بکن حلالم ۲ عمو عمو عمو جان ۴ مهتاب شام من،چرا صورت کبودی؟ آیا تو با زهرا میان کوچه بودی؟ کنار بدن اباالفضل شروع کرد با داداش صحبت کردن، داداش بوی مدینه می وزد از خاک علقمه، داداش بوی مادرم میاد، اینجا زنی به چادر خاکی ندیده ای؟ اما یه جای دیگه هم بود، اون لحظهای که علی اصغرو بالا آورد عمو عمو عمو جان ۴