نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

ای جان جهان، جهان جان ادرکنی قیّوم زمین و آسمان ادرکنی احیاگر صد دَمِ مسیحا الغوث یا حضرت صاحِبَ الزَّمان ادرکنی یا صاحِبَ الزَّمان ... * * * * زیباترین بهانهی آغاز خلقتی باب نجات، باب کرم، باب رحمتی عالَم نبود، ذکر حسین آفریده شد ثابت شدهست بر همگان پیشکسوتی هر شب به عکس گنبد تو بوسه میزنم عشاق را که بهتر از این نیست عادتی پیراهن عزای مرا خواهر تو دوخت بوی بهشت میدهد این رَخت قیمتی پیر و جوان به لطف غمت سیل گریهاند بانی شدهست داغ تو در هر ضیافتی حر یا حبیب؟ عاقبت خیر دست توست حتیٰ خدا نکرده به کارت دخالتی درهای هیئتت به حرم باز میشود بِین منو تو نیست از اینجا مسافتی ما زیر بیرقت همه آسودهخاطریم هستیم در پناه تو در اوج راحتی اسباب عیش و نوش همین چای روضههاست دیگر به سرسبیل و زمزم چه حاجتی؟ هنگام گردگیریِ صحن حسنییه دارند خادمان تو با هم رقابتی زهرا بدون مزد رهایش نمیکند هر کس برای روضه کشیدهست زحمتی ای شاه عشق، مملکت ماست مُلک تو مِهرت زدهست مُهر به حکم حکومتی سینهزن عزات به بعثت رسیده است پرچم گرفته است به کف با رسالتی مجنون شدیم و پا به خیابان گذاشتیم عابس شدیم پای وطن با چه غیرتی آزادگیِ مکتب تو راه و رسم ماست هرگز نداده شیعهی تو تن به ذلتی * * * * خیمهها گرم سوختن شده بود نوبت بال و پَر زدن شده بود آفتاب میان گهواره نور امید خلق آواره شعلهی آتش نهان حسین باب حاجات شیعیان حسین بند قنداقه را کشید و بُرید آخرین یا کریم خیمه پرید اشک او تیغ بیمحابا بود گریهاش ذوالفقار مولا بود نطق طوفانی است این کودک حیدر ثانی است این کودک خطبهاش خطبههای غرّا بود منبرش روی دست بابا بود گفت ای پادشاه تشنهلبم مثل اکبر حریف میطلبم کربلا را به تب دچار کنم شمرها را خودم شکار کنم رحم این قوم را نکن باور منت آب را نکش مادر ناگهان بِین دشت غوغا شد حرمله آن میانه پیدا شد تیر آورده است یا نیزه؟ این سهشعبه یا سهتا نیزه؟ تیر را هر قدَر که خواست کشید آنچنان زد، گلو به پوست رسید آسمان سرخ شد، زمین حس کرد حنجر شیرخواره خسخس کرد تشنهای در فراق دریا ماند من بمیرم لب علی وا ماند این سهشعبه اسیریاش شده بود مثل دندان شیریاش شده بود عرش را داشت واژگون میکرد پیر خیمه خضاب خون میکرد حیران شده، کجا برود؟ با چه رویی به خیمهها برود؟ پای این روضه میزنم فریاد چشم ارباب به رباب افتاد پشت خیمه قرار آخر بود لحظههای وداع مادر بود کاش قدری دقیقتر میشد قبر اصغر عمیقتر میشد ای خدایی که تویی صاحب چشم تر من کمتر از ناقهی سالم نبُوَد اصغر من * * * * (وای علیِاصغرم نور دو دیدهی ترم) ۴ (وای علیِاصغرم غنچهی سرخ پرپرم) ۴ وای حسین، وای حسین ...
هنوز نظری ثبت نشده