زور کسی به ما نمیچربد به جز داغت
امین قدیمپسندیدن9
بازدید1K
زور کسی به ما نمیچربد به جز داغت داغ تو چربید وقدم را با بلا .... با چشمهایم زخمهایت را مداوا کن شاید که اشکم زخمهایت را مداوا کرد هر چند زخم سینهی تو بیدوا مانده داغ جوان خیلی تو را دِق داد و تنها کرد هر کسی با هر چیز دارد میزند او را کاری که با او کرد، با اُمِّابیها کرد هِی التماسش کرد، وا کن چشمهایش را دونه به دونه پای او میزد، تمنا کرد آی ای جوانان، من جوانم رفت از دست من داغ دیدم، دور من این قوم بلوا کرد پیدا نمیکردم بریدههای اکبر را زینب که آمد دشت، چندین تکه پیدا کرد * * * * یه چیزایی جا میمونه رُو زمین هر جوری برمیدارم پیکر تو دست راست تو گذاشتم رُو عبا پای چپ افتاده از پیکر تو نیزه بِین شونههاتو زخمی کرد وا نمیایسته روی شونه سر تو * * * * کجا بردت آخه مرکب بهت پَرپَر رسید بابا ببین بخت و که از اصحاب بهت دیرتر رسید بابا آخه نایی نداشتم خب زیادی دور بودم من رسیدم هر جوری بوده ولی کاش کور بودم من