زهرا اگر زراست، پیمبر اباذراست
سیدمهدی میردامادپسندیدن29
بازدید7K
زهرا اگر زَر است پِیَمبَر اَباذر است زَرگَر همیشه با خَبَر از قیمت زَر است از حُسنِ خُلقُ رَحمَتِ پِیغَمبَری چُنین باید خُداش هدیه دَهَد دختری چُنین دختر چه دختری بِگو مادرِ پِدَر حوریهای که آمده در کِسوَت بَشَر دختر چه دختری است که مِعراجِ مُصطَفی است هم تاج اوست اَحمَد و هم تاج مُصطَفی است دختر چه دختری است که لَبخَندَش آفتاب ماه است گوشوار و گَلوبَندَش آفتاب دختر چه دختری است به قول پِیَمبَرَش هر شب حَیا نِشَسته دو زانو بَرابَرَش دختر چه دختری است در اوصافِ اوست که آب وُضوش عِلَتِ خَلقِ مَلائِکه دُختَر چه دُختَری است که بهشت است مُنجَلی دَر خانهای که اوست دَر آن همسر علی همسر چه همسری است که عِینِ رِوایَت است نیمَش نُبُوَت است ونیمَش وِلایَت است همسر چه همسری نُه سال بی وضو نام علی نَبُرد عَلی نیز نام او همسر چه همسری که تَمامِ وَقار بود در آسمان برای عَلی ذُوالفَقار بود همسر چه همسری که فَقر اِختیار کَرد تنها به شوق سائِل مِیلِ اَنار کَرد همسر چه همسری بَر او قِبله مایِل است شامِ زِفاف پیرُهَنَش سَهمِ سائِل است همسر چه همسری که فقط اِحتِرام کَرد جای تمام شهر به حِیدَر سلام کَرد همسر چه همسری که اگر دِل شِکَسته است بَرسینهاَش جَمالِ علی نقش بَسته است به نامِ نور به نامِ مُطَهَرِ زَهرا برای عَرضِ اِرادَت به ساحَتِ دَریا نشستهام بِنِویسَم به نام مادر تا خدا مَرا بِنِویسَد به پای نامِ شما اگر چه کمتر از آنم که یاوَرَم باشی خدا به اَمرِ خودَش خواست که مادرم باشی شبی که سیبِ خدا از درختِ عَرش اُفتاد خدا به نور خدا هدیهای مُنَوَر داد به اِذنِ خالق یکتا زمین، زمان فَریاد پیامبر قَدَمِ فاطمه مبارک باد قیام کرد زمین نور مَنجَلی آمد دلیل خِلقَت پیغمبر و علی آمد خدا نِوِشت بگویید مِهرَبان بانو خدا که صاحبِ باغ است باغِبان بانو قیامت است تَمَنای این و آن بانو همیشه مَنبَع اَلطافِ بیکَران بانو اگر نَفَس بِدَهَم دست هم نمیخواهَم برای مَدحِ تو گُفتَن قَلَم نمیخواهَم عَطای دست تو تَفسیر کَرده انسان را به خاطِر تو خدا وَعده داده باران را دُعای نورِ تو تَب دار کَرده سَلمان را به باد داده دِگَر دودمان شِیطان را دُعای نور بخوان، ما هم اَهل ایرانیم بخوان که ما همه ذُریّههای سَلمانیم دُعا بخوان پَر جِبریل را مُنَوَر کُن کَمی مَلائِکه را با خودت بَرابَر کُن برای نافِله سجاده را معطر کُن خدا برای پَیَمبَر نوشت باور کُن نگاهِ عرش به راز و نیاز فاطِمه است خلاصه نه همهی دین نماز فاطِمه است تَمامِ نافِله را وَقفِ مُرتَضی کَردی همیشه شوهر خود را زِ خود رِضا کَردی وَ دَر جَوارِ خدا جار را دُعا کَردی چه خوب دِینِ به همسایه را اَدا کَردی هر آنچه را تو بخواهی هَمان شَوَد تَقدیر برای شیعهی امروز هم قُنوت بگیر