نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

زمین خوشبخته که ردِّ قدمهاتو بغل کرده صدای خندهی تو گل رو مهمون عسل کرده هنوزم هر فرشته از نگاهت بال میگیره کسی که اسم تو از بر نباشه، لال میمیره تموم اعتبار حضرت جبریل این بوده که چند روزی پرستار امیرَ المؤمنین بوده علی دست خدائه، بعضی از کارا غریزی نیست جهان مابین دستاشه، در خیبر که چیزی نیست علی اون نوره که سر تا سر اسلام تابیده شب هجرت جای پیمبر رفته خوابیده علی اون حقِّ غیر قابل انکاره این دنیاست علی مولاست، علی مولاست، علی مولاست کسی که با نگاهش رنگ لشکرها رو میبرده خلیفه بوده اما نون بازوهاشو میخورده علی قرآنه، وحیِ سورهی معنیِ اسلامه علی مضمون و منظوره، بقیه حرفا ایهامه مراعات و نظیرِ خلقتش جن و بشر علیِ ابنِ ابیطالب، امیرَ المؤمنین حیدر همه میگن نبی تنها بوده، اون شب ولی بوده به هر منبر شب معراج تمثال علی بوده علی دریای علمه، کوه صبره، مرد میدونه علی بوی گل و رنگ خدا بابای بارونه علی تنها کسیِ که لیاقت داره این باشه تو این دنیا علی باید امیرَ المؤمنین باشه * * * * یا رب مرا زمینزدهی بوتراب کن یا مرتضیٰ بیا منِ من را خراب کن در مُلک قلب منقلبم انقلاب کن این ذره را به لطف خودت آفتاب کن با یک نگاه خاک مرا زرِّ ناب کن قنبر بگو تمام غلامان به صف شوند مشغول چنگگذاری ساز و کف شوند پیر و جوان تمام پیاله به کف شوند خَم تا کمر به سوی امیر نجف شوند ساقی بیا و جام مرا پُر شراب کن خورشید، زیر نور علی نامشخصی مهتاب بعد از این برو دیگر مرخصی ای گل، تو پیش نوگل ما کمتر از خسی هر کار هم کنی که به گردش نمیرسی حالا هزار بار رُخَت را خضاب کن از روز اولی که شما را شناختم اسلام خویش را به اصول تو ساختم یک عمر در حرارت عشقت گداختم عشق تو را به هر چه فروشم که باختم مولا خودت بهای جنون را حساب کن بر لوح دل جمال شما را نگاشتم چیزی به جز نهال ولایت نکاشتم من هر چه داشتم، سر عشقت گذاشتم هر چه نداشتم، دل عاشق که داشتم دل را اسیر زلف پُر از پیچ و تاب کن سر میتراشم از سر رسم قلندری محکم گره زدم به کمربند نوکری پیدا نمیکنم ز تو ارباب بهتری سوگند میخورم نروم جای دیگری سر میدهم ولی سر قولم حساب کن انکارِ مرتضیٰ عملی احمقانه بود نور علی شبیه خدایش یگانه بود این داستان کعبه و مسجد بهانه بود اینها برای اهل نظر یک نشانه بود یعنی بگو علی و خدا را خطاب کن آتشپرست چهرهی نورانیِ توایم با افتخار شیعهی ایرانیِ توایم فرمانبر امیر خراسانیِ توایم با ذوق و شوق در صف قربانیِ توایم یا مرتضیٰ بیا و مرا انتخاب کن
هنوز نظری ثبت نشده