زره از پیکر تو باز کنم میریزد
امین قدیمپسندیدن57
بازدید11.6K
زره از پیکر تو باز کنم میریزد گیسویت را من اگر ناز کنم میریزد چیده ام روی عبا پیکر در هم شده را میشمارم قطعات بدن کم شده را سعی کردم پسرم باز تنت جمع نشد رفتم و گشتم و گشتم بدنت جمع نشد باید عباس بیاید کمک بابایم بغلت کردهام و مانده زمین پایم مادرم فاطمه اینجاست به پهلوت قسم بیتو من زنده بعید است به خیمه برسم دست و پا میزنیو دست و دلم میلرزد دست و پا هم بزنی زنده شوی میارزد یک کمی زنده بمان تا که جوانان برسند یاری این پدر پیر پریشان برسد