زبانها قاصرناند از وصف تو
سید محمد جوادیپسندیدن2
بازدید700+
زبانها قاصراند از وصف توآنجا که در مدحت سروده شعر علیِ عالیِ اَعلی علی اکبر ندیده هیچ چشمی در تمام عالم امکان عَدیلت را، شبیهات را، نظیرت را علی اکبر از آنجایی که از هر حِیث هستی مثل پیغمبر تویی شان نزول سورهی طاها علی اکبر به وقت گفتن تکبیرةُ الاِحرام با یادت چه خوش الله اکبر میشود معنا علی اکبر برای بُردن دل از حسین بن علی کافیست بگویی با تبسّم زیر لب بابا علی اکبر اگر بگذاشت دست خویش را بر شانهی جدّت خُدای لامکان در لیلةُ الاسرا علی اكبر بنازم شانههای استوارت را که دهها بار بر آنها تکیه داده زينب كبری علی اكبر تو از بس سفرهداری کردهای در شهر پیغمبر شده بعد از حسن با تو کَرَم معنا علی اکبر مؤذّن زاده ها هنگام اشهد کردهاند اقرار تویی سرکردهی خیلِ مؤذّنها علی اکبر تو آن سَروی که در هر پنج نوبت، وقت قَد قامت کند تعظیم پیش قامتت طوبی علی اکبر منم پایین تر از پایین تر از پایین تر از پایین تویی بالاتر از بالاتر از بالا علی اکبر مرا در تن بود تا جان به هر سختی و هر آسان بگویم یا علی اصغر بگویم یا علی اکبر عقابت را چنان هِی میکنی در جنگ با دشمن به گوش آید فقط فریاد واویلا علی اکبر