ریان ابن الشبیب
امیر کرمانشاهیپسندیدن100+
بازدید26.7K
جدمونو غریب، گیر آوردن ریان ابن شبیب، آب رو واسه حبیب، دیر آوردن تو شیبِ گودال سرازير شد حسین، پیر شد عاخ، ته گودال زمین گیر شد حسین پیر شد غریب گیر آوردنت به قصد کشت زدنت جلو چشای مادرت بریده میشه حنجرت تشنه سر برید شمر اگر بره، سنان نمیگذاره تو قتلگاه تو زمان نمیگذاره حتی از دم،؟؟؟ اذان نمیگذاره تو قتلگاه تو زمان نمیگذاره غروب شد، خورشید نشست شمر ولی از تنت پا نشد اذون گفت نمازشو بست ولی راه حلقت ولی ؟؟ یک زن تنها، چطور شمر رو ازت جدا کنم پاشو اذون مغرب، من به کی اقتدا کنم حسین (۲) هم منتظرن مادرش برسه کاش صدای برادر به خواهرش برسه دست قاتل اگر به سرش برسه وای خدا به داد موی سر دخترش برسه عمه جانم( ۲) عمه جان قد کمانم (۲)