ای اهل دنیا بعثت خون را ببینید
سید محمد نبویپسندیدن2
بازدید100+
ای اهل دنیا بعثت خون را ببینید شبهای ایران دگرگون را ببینید دیروز با امروز ما توفیر دارد دیروز را دیدید اکنون را ببینید اشک مصیبت شست چشم امتی را بیداری چشمان من را ببینید در آب و خاک ما حماسه ریشه دارد خاک طبس را رود کارون را ببینید مردانِ مارا ناجوانمردانه کشتند باید تقاص آن شبیخون زا ببینید در بر روی یک پاشنه تنها نچرخد وقتش رسیده کارِ گردون را ببینید پس نوبتی هم باشد اینک نوبت ماست جای شنیدن کشف مضمون را ببینید تنها گزینه روی میز ما همین است هر ذوالفقار تشنهی خون را ببینید اهل ستم دیدند حالا اهل ایمان این روی ابیات موزون را ببینید در قامت بدخواهِ اولاد پیمبر نسل بنیعباسِ ملعون را ببینید او دل به آتش زد که ما بیدار گردیم آزادگان اعجاز هارون را ببینید تقدیر ما را شیعهی اثنی عشر کرد با صادقِ آلِ پیمبر معتبر کرد ما نهضتمان نهضتِ شیخُ الائمه است این انقلاب از برکت شیخُ الائمه است این پرچم جمهوری اسلامی ما دنبال رایتِ شیخُ الائمه است ما شیعیان جعفری اهل جهادیم این امتیاز اُمَّتِ شیخُ الائمه است ایران به هرجایی رسیده مطمئناً مدیونِ لطفِ حضرت شیخُ الائمه است از........ روضهخوانها پرورش داد این شیوهی تربیت شیخُ الائمه است دور از حرم هستم دلم تنگِ مدینه است این هم نشانِ غربتِ شیخُ الائمه است هرکس نشسته روی فرش روضهی او بی شَک و شُبهه دعوت شیخُ الائمه است اندازهی بال مگس هرکس ببارد مشمول لطف و رحمت شیخُ الائمه است از غربت او ضجهها باید امروز گاهی گریز کربلا باید زد امروز وقتش رسیده بعد از این روضه بخوانم در بین جمع زائرین روضه بخوانم در پیش چشمانِ تَرَش کاشانه میسوخت دلهای اطفال میان خانه میسوخت قنفذصفتهایی که آزردند او را از بین حجره بیعبا بردند او را پای برهنه حجت حق را کشاندند در پشت مرکب پیرمردی را دواندند در شهر پیغمبر جسارت شد دوباره در کوچههایش هَتکِ حُرمت شد دوباره بردند امامی را ولی با دست بسته نفرین به هرکس حُرمت او را شکسته این نوع جسارت تازگی اصلا ندارد حق عزیز فاطمه خوردن ندارد مردم بانیِ هر آشوب در عالم سقیفهاست بنیانگذار این جنایت هم سقیفه است خون همه بر گردنِ شوراست آری این حجم غربت ارثی از زهراست آری هرکس که آمد مادر ما را کتک زد با هرچه دستش بود زهرا را کتک زد سیلی سختی یاسِ طاها خورد آن روز انسیةُ الحورا لگدها خورد آن روز بابت جنگ جمل کسب غرامت کردند سر عمامهی آقا چه قیامت کردند مرد خدا این همه تحقیر ای وای بزم شراب و آیهی تطهیر ای وای هرچند بین رَه بدنت را کشید و برد اما دست کسی به روی زن و بچه ات نخورد بارن نیزه نصیب تنت نشد دست کسی مزاحم پیراهنت نشد این سینهات مکان نشستِ کسی نشد دیگر سر تو دست به دست کسی نشد خانهات آتش گرفت اما تنت عریان نشد موقع جان دادنِ تو هیچکس خندان نشد یک. نفر از بچه هایت خوار و سرگردان نشد بر درختی هم سر پاک تو آویزان نشد بعد تو اهل و عیالت سایهبانی داشتند لااقل در خانه قدری آب و نانی داشتند موقع تشییع جسم تو امانی داشتند مثل زینب لحظهی دلناگرانی داشتند دست بسته مجلس اغیار رفتند؟ نه بین نامحرم سر بازار رفتند؟ نه