نصب اپلیکیشن نوا
تصویر سعید کرمعلی - با دست خود نوشته خدا روی دفترش

با دست خود نوشته خدا روی دفترش

[ سعید کرمعلی ]
‏(با دست خود نوشته خدا روی دفترش
سرلشکر سپاه حسین است خواهرش) 2‏

سرلشکری که کاخ ستم را خراب کرد ‏
با ذوالفقار گریه و با اشک مطهرش

حسین ‏

حتی به تندباد حوادث که ‌می‌وزد
این کوه صبر لرزه نیفتد به پیکرش

روضه اگر‌که دین غم انگیز عاشقیست ‏
زینب سزاش هست‌که باشد پیمبرش

ما را مدافعان حرم آفریده اند ‏
یعنی‌که ما شده ایم غلامان محضرش ‏

ایل و تبار او همه سلمان عالمند
ایل و تبار ما همه هستند نوکرش

‏(هرگز فقیر نیست‌ کسی‌که فقیر اوست ‏
روزی خلق می‌رسد از خاک معجرش )2‏

حتما‌که صبح روز قیامت شفیع ماست ‏
با چادر سیاه نیفتاده از سرش

او ناخدای‌کشتی درهم شکسته است
با بادبان بر سر نی در برابرش

‏***‏

حسین ‏
بالا‌بلند بابا ، گیسوکمند بابا ‏

‏***‏

حسین بلاکش توام، ام المصائبت هستم ‏
‏ چه مادرانه برادر مراقبت هستم ‏


بمیرم و نگذارم زمین خورد علمت ‏
حسین، یک‌ تنه هستم مدافع حرمت ‏

هر آنچه را‌ که نگفتی خودم خبر دارم ‏
به جز تو چند برادر دگر مگر دارم ‏

ببین‌که دختر حیدر چکار خواهد‌کرد
ببین‌که شمر چگونه فرار ‌خواهد‌کرد

نشان دهم به همه اقتدار زینب را ‏
برات خرج کنم اعتبار زینب را ‏

به معرکه ببرم شاهکار زینب را ‏
به رویشان بکشم ذوالفقار زینب را ‏

دو تا پسر نه دو تا شیر بار آوردم
دو تا معلم تفسیر بار آوردم ‏

چه قدر‌خواسته ام از خدا قبول کنی
‏ هزار مرتبه خواندم دعا قبول کنی ‏
بگو چکار‌کنم باز تا قبول کنی ‏
چه می‌شود پسران مرا قبول کنی

بیا و این دو جوان رشید را بپذیر
بیا و خواهش این مو سپید را بپذیر ‏

‏***‏

چقدر بلا باید سرم بیاد
اجازه بده‌که لشکرم بیاد ‏

برا‌ اذن میدون انگاری داداش ‏
باید حتما اسم مادرم بیاد

‏***‏

‏ حسین من چقدر بی‌کسی دست و بالت رو بست ‏
‏ علی رو آوردی غرور تو شکست ‏


نباید بخندن به اشکای تو ‏
‏ کسی رو نداری دو تا تحفه هست  ‏
‏ ‏
‏***‏

حسین من ‏
همه رفتن اینا هم بزار برن
نمی‌تونم چشامو‌ تر ببینن ‏

بمونن تو رو زیر سم ببینن
بمونن منو بی معجر ببینن

حسین ، زنای خیمه رو موقع فرار ‏
ببینن بی چادرن دق می‌کنن

اینا خواهرزاده های حسنن ‏
زنا سیلی بخورن دق می‌کنن

‏*** ‏

حسین من
‏ این‌دفعه مدیون زینبی اگه ‏
به خودم نگی علمداری می‌خوای

بده بچه های خواهرت باشن
‏ می‌ری از غریبه ها یاری می‌خوای

دشمنت دلاوره برا خودش
‏ یا یل نام آوره برا خودش ‏

‏(یه زمون فکر نکنی غریب شدی ‏
زینبت یه لشکره برا خودش) 2‏
‏ ‏
خواهرت بمیره و نبینه که ‏
می‌شینی غصه‌ی اکبر می‌خوری ‏

دوتا نیزه دو تا نیزه است حسین ‏
دو تا نیزه هم تو کمتر بخوری ‏
‏ ‏

می‌میرم به تو اهانت که بشه
بعد تو موقع غارت که بشه ‏

به غرور جفتشون بر می‌خوره   ‏
یه موقع به من جسارت که بشه

رفتی بالا‌ سرشون اما حسین
این قدر منو خجالتم نده ‏

مراقب باش تو رو زخمی نکنه
تیری که تو‌ گردن محمده

‏(حسین) 3‏

‏(حسین جانم) 5 ‏

‏***‏

به سمت گودال از خیمه دویدم من
شمر جلوتر بود دیر رسیدم من ‏
یه گوشه‌ی گودال ناله شنیدم من ‏
صدای مادر بود دیر رسیدم من

سر تو دعوا بود سر تو رو بردن  ‏
‏(حسین جانم حسین) 2 ‏

‏***‏

آسایش دو گیتی در قتلگاه بهم خورد  ‏
وقتی که چکمه‌ی شمر بر روی آن بدن خورد

در زلف چون کمندش رفته است پنجه‌ی شمر ‏
خنجر نمی‌برید و مشغول ضربه زدن

‏***‏

‏ انگار اومد بر قلب من فرو ‏
خنجری‌که سرت رو از پیکرت ربود     ‏

‏***‏
در کوی نیک‌نامان آن زینب شریفه ‏
عصر دهم اسیر یک مشت بد دهن شد ‏

یک زن تنهام چطور شمرو ازت جدا کنم  حسین
پاشو اذون مغربه من به کی اقتدا کنم ‏

‏(حسین وای) 2‏

‏***‏

‏(مرهمه کربلا ) 2      ‏
هر‌کی غمه یکیو خورد من غم کربلا ‏
روی جنازم بکشید پرچم کربلا ‏

‏(حسین)2‏

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل