گرفتارم، گرفتارم ابالفضل
سید امیر حسینیپسندیدن6
بازدید400+
گرفتارم، گرفتارم اباالفضل گره افتاده در کارم اباالفضل به اباالفضل، میدونم هیشکی نمیمونه برام به اباالفضل، این فقط حسینه میمونه باهام (به اباالفضل)۳ به رقیه، بیقرارم شبا تا خوده سحر به رقیه منه جا مونده رو کربلا ببر (به رقیه)۳ خیلی وقته کربلاتو ندیدم به خدا که بریدم خواب حرم رو دیدم خیلی وقته که دورم و زارم امیدی ندارم دلتنگ علمدارم به اباالفضل... **** مادران ما اگر از فضلِ تو دم میزنند آش نذری تورا با گریهها هم میزنند بچههامان بین هیئت حالِ بازی داشتند روز تاسوعا ولی زنجیر محکم میزنند تا علم میآمد و بوی محرم میوزید ارمنیها هم سرِ هر خانه پرچم میزنند (جرعهای از چایی این روضهام مشکل گشاست اهل سقاخانه دست رد به زمزم میزدند)۲ بوی اسفندِ عزا، دستهها میآمد و روی سنجِ سینه و بر طبلِ قلبم میزدند شب به پا رفتیم و برگشتیم بر دوشِ پدر بین روضه چشمها در خواب شبنم میزدند مجلسِ امالبنین بودیم زهرا هم رسید روضهی عباس بود و ناله باهم میزدند خوش قد و بالا نگفتم اینقدر زیبا نرو شور چشمان تیرها را نامنظم میزدند تیر بر تو میزدند و داد آن را میزدم داد وقتی میزدم با نیزه در هم میزدند از تنِ پاشیدهات هم آن جماعت ترس داشت تیغهها دورِ تن تو حلقه کم کم میزدند این طرف شاه نجف بالا سرت هم مادرم از غمِ امالبنین بر سینهی غم میزدند از حرم تا علقمه فریادِ زینب میرسید بچهها را بیمروتها که از دم میزدند **** عطش بالا گرفته ماهِ من فکر رهایی کن بیا با دستای مشکل گشا، مشکل گشایی کن خزون برده تمام رونق باغ و بهارم رو بیا وا کن اباالفضل این کلافِ کورِ کارم رو به دستای تو دل بستم، حسین محو تماشاته نگاهِ خیمهام جانا، مثل زینب به دستاته نزار اهل حرم درگیرِ درد تشنگی باشن یه کاری کن کبوتر بچهها مهمون دریا شن رباب از تشنگی شیری نداره پای گهواره فقط میگه عمو جون و برامون حق نگه داره همه اسم تورو میگن توی درد و گرفتاری تو میتونی حرم رو تو عطش زنده نگهداری تمام بچهها شادن که دریا راهی دریاست میگن حتما میاره آبو تا خیمه عمو عباس رقیه رفته پیشه گوشِ اصغر با نفس میگه عمو رفته داداش جونم تحمل کن یکم دیگه **** عمو مراقبِ دستات باش مواظب چشمات باش سکینه با چه حالی آورده مشکِ خالی همیشه به حرفت عمل کردی عمو برو ولی قول بده برگردی عمو (میکشم منت اگر تیر به چشمم بزنید ولی ای قوم شما تیر به مشکم نزنید) **** دستاتو دیدم رو زمین رفته غرورت زیرِ پاها چشمت زدن چشمای شور درهم شدی خوش قد و بالا دیدم دارن اون بزدلا با نیزه چشماتو میبندن خوش غیرتم پاشو ببین دارن به اشکِ من میخندن قطعه قطعه جسمتو، روی نیزه میبرن بچههای خواهرم، از تو قد بلد ترن کمر حسین شکست تا که دید میریزی اشک جلوی چشم نکش چشاتو به روی مشک روزیِ نوزادت نبود لایق نبود این مشکِ آبم داداش منو خیمه نبر شرمندهی اشکِ ربابم دستام که افتاد از تنم نقشههامو نقشه بر آب کرد آخه سکینه تو حرم خیلی رو قول من حساب کرد دوست دارم که پا بشم، اینجوری معذبم برو سمت خیمهها، نگران زینبم نگرانیه منم هتک حرمته داداش (بین خولی و سنان حرف غارته داداش)۲ **** اباالفضلِ من تو رفتی و سهمِ پای همه تاوله میخنده به گریه و اشکمون حرمله اباالفضل من اباالفضلِ من تو رفتی و حرومیا به خیمه زدن حتی سر اصغرو روی نیزه زدن دامن کشان رفتی، دلم زیر و رو شد چشم حرامی با، حرم رو به رو شد حم روبرو شد... بیا برگرد، خیمه ای کس و کارم من و تنها مگذار ای علمدارم آب به خیمه نرسید فدای سرت، فدای سرت حسین قامتش خمید فدای سرت، فدای سرت وقتی عمودِ خیمهی عباس را کشید (گفتم رباب خانهی عمرت خراب شد)۲ (سقای دشتِ کربلا اباالفضل، اباالفضل)۲ دستش شده از تن جدا، اباالفضل، اباالفضل **** تا حالا، از این خونواده زنی رو نبردن اسارت الهی میمردم نمیدیدم انقد جسارت واویلا به آتیش کشیدن حرم را، یا مظلوم نبودی شکستن سرم را، یا مظلوم (خرابه در که ندارد به روی خلق ببندم عمو ببین نگاه حرامیان و حرم) **** (ای اهل حرم میر و علمدار نیامد)۲ علمدار نیامد، علمدار نیامد (سقای حسین سید و سالار نیامد)۲ علمدار نیامد، علمدار نیامد اللعباس واویلا حسین تنهاست واویلا... اباالفضلِ علمدار، خامنهای نگهدار... هیهات منالذله... حسین، عزیزِدلم، عزیزِدلم، عزیزِدلم