امشب بَسی بیتاب و دلتنگ و مَلولم
میثم مطیعیپسندیدن6
بازدید500+
امشب بَسی بیتاب و دلتنگ و مَلولم اشک است در این روضهها اذنِ دخولم بارانِ اشکِ مِلَّتی میبارد اینجا اندازهی یک عُمر گریه دارد اینجا اینجا تَجلّیگاهِ عشقی راستین بود اینجا پناهِ مردم این سرزمین بود اینجا زمینش مَقتلِ جانهای پاک است اینجا هزاران خاطره در زیرِ خاک است یادآور اَیّامِ دیدار است اینجا دلهای ما در زیرِ آوار است اینجا آه ای حسینیه، پر از گرد و غباری تو بیشتر از ما گمانم بیقراری آه ای حسینیه، چرا قَدَّت خمیده است هر گوشه از تو جایِ پای یک شهید است حتیٰ همین ویرانهات، احساس دارد از خیمههای سوخته، میراث دارد آه ای حسینه، بگو آقا کجا رفت با پیکری خونین به سوی کربلا رفت عطرِ زیارتنامه آید زین حوالی عطرِ بنفسی اَنت و اَهلی و مالی در این فراز او حَقِّ مطلب را ادا کرد اهل و عیال و مال و جانش را فدا کرد وقتِ شهادت چفیهاش بر شانهاش بود آن رهبری که قتلگاهش خانهاش بود ای دل چه شد، ماندیم تنها و نمردیم این سخت جانی کشت ما را و نمردیم آقا سلام، آقای مظلومم کجایی یک سر نمیخواهی به این روضه بیایی داریم با داغِ تو میجنگیم آقا ساده بگویم، آه دلتنگیم آقا امشب در این روضه است چشمانم به راهت جان میکنیم امشب کنارِ قتلگاهت تو رفتی و دیگر سلامم بیجواب است آقا ببین حال یتیمانت خراب است در روزِ هِجرانت چرا باید بمانیم ما پیشمرگانت چرا باید بمانیم رفتی و دنیا در نگاهم سَرسَری شد دلهای ما بعد از تو بیتِ رهبری شد جانهای ما از غصه لبریز است آقا پیروزیِ بی تو غم انگیز است آقا زخمی شده این سینه و رفته است طاقت تازه پس از این جنگ ماییم و فِراقت ای روضه دارِ غُربَتِ جَدِّ غریبت آنقدر گفتی تا شهادت شد نصیبت سوگت نفسهای مرا مَحبوس کرده خونت ولی این قوم را مبعوث کرده نامت دلیلِ امتداد مِلَّت ماست مُشتِ گره کرده نمادِ مِلَّت ماست هرچند احیا کرده است این مُشت ما را ای یار، تشییع تو خواهد کشت ما را تشییع آقا، آه باور کردنی نیست تشییع آقا، آه اصلا دیدنی نیست باید که با این زخمِ بیمَرهم بمیریم ای کاش در تشییعِ تو ما هم بمیریم این چشمهای خسته بر راه است برگرد این روضههای بی تو جانکاه است برگرد شبهایِ بعد از تو به دشواری سحر شد امسال تاسوعا غَمِ ما بیشتر شد ای روضه خوان مَقتل بخوان ماتَم بگیریم با گریه ای اهلِ حَرم را دَم بگیریم امشب بخوان از ماتمی که بیکران است اشکِ حسین ابنِ علی بر او روان است باید که از این غصهی بیحَد بخوانی از روضهی شرمندگی باید بخوانی شرمندگی مشک از آب روانش شرمندگی ساقی از لب تشنگانش بر دامنِ صحرا عَلَم خون گریه میکرد از گریهی او مشک هم، خون گریه میکرد در خیمهی طِفلان نوای آب آب است این مشک نه، این شیشهی عُمرِ رباب است عباس از شَرمِ سکینه خون جگر شد وقتی حسین آمد بسی شرمندهتر شد آنجا حسین از درد از کم طاقتی گفت عباس را تا دید قَلَّت حیلَتی گفت برخیز ای ماهِ به خون غلتیدهی من اشک است اینکه میچکد از دیدهی من برخیز ای پشت و پناه خواهرانم راضی مشو اینگونه من تنها بمانم آخر علمدارِ سپاهم را چه کردند کو دستهایت، تکیهگاهم را چه کردند باور ندارم آسمانم بر زمین ریخت آن قَدِّ رعنا با عمودِ آهنین ریخت برخیز با تو کودکانم را غمی نیست برخیز و راهی شو، حَرَم را مَحرَمی نیست مگذار تنها خیمه را در بیپناهی برخیز، امیدِ نوامیس الهی آری حسین از آخرِ این غم خبر داشت تا خیمه بر میگشت و دستی بر کمر داشت این صحنه خون بر دیدهی افلاک میکرد با آستینش اشک خود را پاک میکرد ****** اِنّا اِلیهِ راجِعون، آه از یتیمی رفتی پدر، ای مهربان عشقِ قدیمی (میبینی آقا، دلتنگیام را)۲ انّا اِلیهِ راجِعون، مَن باورم نیست ماندم من و آن سایه دیگر بر سرم نیست انّا اِلیهِ راجِعون، من زنده ماندم او رفت و تنها در عزایش نوحه خواندم ((آه ای خدا، آقای ما حاجتروا شد)۲ (با خانواده رهسپارِ کربلا شد)۲...) آقای ما شوقِ شهادت داشت در دل لبتشنه، رؤیای زیارت داشت در دل قربانِ جانش، اشکِ روانش ذکرِ قنوتِ دست جانبازش همین بود نجوای واجعلنا مِنَ المُستَشهَدین بود آقای ما اهلِ مناجاتِ سحر بود همرازِ اشکِ دیده و خونِ جگر بود ((آه ای خدا، آقای ما حاجتروا شد)۲ (با خانواده رهسپارِ کربلا شد)۲...) در روضهها اسمِ شهادت تا میآمد در دیدگانِ او چه اشکی حلقه میزد راهش حسینی، آهش حسینی با خانواده پَر کشیدن را طلب داشت عُمری بِنَفسی اَنتَ و أَهلی به لب داشت الله اکبر این دعا، این اِستجابت الله اکبر از شکوهِ این شهادت ((آه ای خدا، آقای ما حاجتروا شد)۲ (با خانواده رهسپارِ کربلا شد)۲...) این بار هم آتش به خیمهگاه افتاد اهلِ حرم بودند و آتش راه افتاد این روضه سخت است، دل رفته از دست آلِ یزید این بار هم نامرد بودند بر خیمهی آلِ علی آتش گشودند افتاد از نو شعله بر باغ و بهاری شد غرقِ در خون باز طفلِ شیرخواری ((آه ای خدا، آقای ما حاجتروا شد)۲ (با خانواده رهسپارِ کربلا شد)۲...) ****** سید علیِ خامنهای کشتهی دین است بگو یا لثارات، بگو یا لثارات خونخواهی او نُصرَتِ این دینِ مبین است بگو یا لثارات، بگو یا لثارات امرِ رهبر آمده، لبیک سید مجتبیٰ در خیابان حاضریم، ما و رهبر ناظریم مو به مو، ده شرطِ او فریادِ بیپروای ما در خیابان حاضریم، ما و رهبر ناظریم ما و حزباللهِ لبنان، تا ابد همسنگریم ذوالفقارِ حیدریم، جانفدای رهبریم از شروطِ رهبری، حاشا که یک دَم بگذریم ذوالفقارِ حیدریم، جانفدای رهبریم ای اهلِ حَرم، میر و علمدار نیامد علمدار نیامد، علمدار نیامد سقایِ حسین، سید و سالار نیامد علمدار نیامد، علمدار نیامد (وای حسین، وای حسین...)